خرید بک لینک
عاشق که باشي همه زيبايي هاي دنيايي مقابل چشمانت بيرنگ ميشود تمام انرژي ، شوق و تواناييهايت وقف معشوق مي شود تپش تپش قلبت ، نور نگاهت ، جملات سر زبانت و هرآنچه در وجودت داري به يکجا ختم ميشود جايي غير از خودت... عاشق که باشي هميشه يک نيروي عجيب تو را به غليان مي آورد ، انگار آرامي... خيلي آرام... پ.ن: اين ها را که الان نوشتم قلبم در تلاطم بود سينه ام مي سوخت و دستم به جايي بند نبود نمي دانم اصلا کسي اينجا را مي خواند يا نه؟!! ابنجا تنها جايي بود که مي توانستم بدون حضور نامحرم دلم ، حرف بزنم از دردي انگار... بعدا نوشت: عاشقي بد درديه... + نوشته شده در بیست و یکم آبان ۱۳۹۵ساعت 19:10 توسط

برچسب: عاشق,باشي, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

فکر نمی کردم در آستانه سی و چهارسالگی عاشق بشم اونم عشقی نافرجام.... زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ور نَه بسوزی ما را یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم شهرهی شهر مشو تا ننهم سر در کوه شور شیرین منما تا نکُنی فرهادم رحم کن بر من مسکین و به فریادم رَس تا به خاک در آصِف نرسد ف

برچسب: زلف,برباد,مده, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

اين روزها و شبها خيلي داره سخت مي گذره

يک چشم اشک و يک چشم آه

به هر بهانه اي مخفيانه صورتم خيس ميشه. گاهي جايي صداي هق هق ام بعضي ها رو مشکوک مي کنه

که اين صدا از کجا مياد.

خدايا معجزه کن لطفا...

+ نوشته شده در بیست و پنجم آذر ۱۳۹۵ساعت 18:55 توسط فرید |

برچسب: سخته, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

بالاخره تمام شد تمام ذهنيتي که از آينده بعد از مجردي داشتم...

خداي من مثل هميشه نگاهم به دستاته...

+ نوشته شده در سیزدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 9:12 توسط فرید |

برچسب: ازدواج, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

بي خيال بابا

ما که هرچي ميگيم هرچي مي نويسيم غم و آهه

تو اين مدت خيلي آب دهنمو قورت دادم

خيلي به خودم لعنت فرستادم

به خاطر گذشته و حالم...

بي خيال بابا...

+ نوشته شده در بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 16:15 توسط فرید |

برچسب: خيال, نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

خيلي بده آدم تلاش کنه خودشو موقع سال تحويل برسونه به جايي که مد نظرشه

ولي ... ولي درست موقع تحويل سال جر و بحثي پيش بياد و تمام معادلاتت به هم بخوره

حال کل عيدت بشه بغض...

خيلي بده به خدا...

+ نوشته شده در یکم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:2 توسط فرید |

برچسب: نویسنده: پرهام نوروزی تاريخ: پنجشنبه 26 مرداد 1396 ساعت: 14:58

صفحه بندی